بي خود

Sunday, April 30, 2006

تفاوت

ميتوان براي مردمان هرجاي دنيا خصوصيات و خصلتهاي منحصر به فردي در نظر گرفت و تفاوتهايشان را با سايرين كشف كرد، اما برخي از اين مردمان خصوصيات منحصر به فردتر و تفاوتهاي بيشتر و عميق تري دارند. يكي از اين مردمان، خود ما ايرانيان نازنين هستيم كه براي بررسي تفاوتهايمان با سايرين ميتوان دست كم يك دكتراي جامعه شناسي گرفت! چند روز پيش نوشتم كه يكي از اين تفاوتها، نوع آرزوهاست. تفاوت ديگري كه همگي هم آن را انكار ميكنيم حس خود برتربيني ژنتيكي است كه در همه جاي اين جهنم روي زمين موج ميزند
فكر ميكنم آنهايي كه سابقه دوستي يا آشنايي با كفار را دارند اين تفاوت را بيشتر لمس ميكنند. در سرزمينهاي كفار صحنه هايي را مي بينيد كه در ايران اسلامي (و حتي غير اسلامي) به ندرت وجود دارد. مثلاً پسري را مي بينيد، زيبا و خوش اندام، با بدني خوش تراش كه شما را به ياد مجسمه هاي خدايان يونان مي اندازد ولي در بهت و ناباوري مي بينيد كه دست در دست دختري دارد زشت و چاق و كوتاه! يا دختري را مي بينيد كه به خاطر زيبايي خيره كننده صورتش يا جذابيت عجيب اندامش، تهمت چشمچراني را به جان ميخريد اما، شوهرش آنچنان زشت و سياه است كه ما ايرانيان جنازه دخترانمان را نيز بر دوشش نميگذاريم!!! ممكن است در صف مترو با كسي گپي بزنيد و صحبتي كنيد و بعد متوجه شويد كه طرف! پروفسور است. ممكن است صبح كه در پارك ميدويد ناگهان قهرمان المپيك را ببينيند كه دوان دوان و عرق ريزان از كنارتان ميگذرد و بسيار بسيار صحنه هاي عجيب تر و غريب تر
اما، در ايران عزيز!!! فقط كافي است دختري اندكي سينه هايش بزرگ باشد تا خود را خوش هيكل ترين و سكسي ترين بداند. كافي است پسري قدري چاق و توپر! باشد تا با تجسم پيچيدگيهاي عضلاتش، خود را خوش هيكل ترين پسر محل بداند. كافي است يكي از همكارانتان مدرك تحصيلي بالاتري داشته باشد تا خود را بهتر و فهيم تر و حق به جانب تر بداند. كافي است خانه اي در محله بالاتري باشد، يا ماشيني گران تر يا لباسي بهتر باشد، تا موجبات تفاخر صاحبش را فراهم كند. اين ويژگي ايرانيان آنچنان وقيح و فجيع است كه از خود برتر بيني به دگر كم بيني! تبديل شده است

خواندن چند خط مطلب يا شنيدن چند دقيقه خبر، هر ايراني را به يك مفسر محقق و تحليلگر برجسته تبديل ميكند، در ايران همه همه كاره اند! همه آگاه از آخرين دست آوردهاي پزشكي، همه دكتر تغذيه، همه روانشناس، همه هنرشناس، همه كارگردان و همه مربي فوتبال! نديدم هم وطني را كه در موردي (هر موردي!) هرچند هم تخصصي ابراز بي اطلاعي كند، حتي اگر هيچ هم نداند بايد حتماً چيزهايي به گوشش خورده باشد! يا در متواضعاته ترين حالت، اشخاصي را بشناسد كه دست كم آنها چيزهايي شنيده باشند

برايم بسيار جالب بود كه بيشتر مردم فوتبال دوست آلمان برايشان اهميتي نداشت كه در نهايت دروازه بان تيم ملي كشورشان، اوليور كان ميشود يا ينس لمان و معتقد بودند انتخاب مربي، هرچه باشد، بهترين است! در حاليكه ما حتي در مورد مدل موي سر ميرزاپور هم نظر داريم و تمام مربيان و دست اندركاران فوتبال را سخت در اشتباه ميدانيم كه نظري متفاوت با ما دارند

نميدانم! شايد به همين خاطر است كه رهبر فرزانه! مان هم خودش را بهترين رهبر، رئيس جمهورمان، خودش را بهترين رئيس جمهور و نماينده مجلسمان هم خودش را بهترين نماينده ميداند، شايد اگر هر ايراني ديگري هم به جاي اينها باشد خودش را بهترين و نظراتش را درست ترين بداند. به هر حال اين عقب ماندگي و درماندگي هزاران ساله، بي دليل كه نيست، كسي چه ميداند، شايد دليلش همين است

1 Comments:

  • تبدیل خود برتر بینی به دگر کم بینی باریک بینی خوبی است.

    By Anonymous حرف حساب, at 2:00 PM  

Post a Comment

<< Home